ترجمه "spindly" به فارسی

دوکسان, دوکی, دراز و باریک بهترین ترجمه های "spindly" به فارسی هستند.

spindly adjective دستور زبان

Characteristic of a spindle; slender and of weak appearance. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دوکسان

  • دوکی

  • دراز و باریک

    Five long, spindly legs.

    پنج پای دراز و باریک دارد.

  • ترجمه های کمتر

    • دراز و لاغر
    • دوک دیس
    • دوک مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spindly " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spindly" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه