ترجمه "spinner" به فارسی
نختاب, پروان, گردان بهترین ترجمه های "spinner" به فارسی هستند.
spinner
noun
دستور زبان
Agent noun of spin; someone or something who spins. [..]
-
نختاب
noun -
پروان
proper -
گردان
-
ترجمه های کمتر
- (شخص یا چیز) چرخان
- (ماهیگیری با قلاب) طعمه ی چرخان
- (ملخ هواپیما) قاب بلبرینگ
- دختر ترشیده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spinner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spinner"
عباراتی شبیه به "spinner" با ترجمه به فارسی
-
(جانور شناسی) تارتن (حشرات راسته ی Embiidina - زیر خاک یا زیر پوست درخت زندگی می کنند) (webspinner هم می نویسند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن