ترجمه "spinning" به فارسی

ریسندگی, ماهیگیری با قرقره ی چرخان, نخ ریسی بهترین ترجمه های "spinning" به فارسی هستند.

spinning adjective noun verb دستور زبان

Rapidly rotating on an axis; whirling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریسندگی

    method of turning fiber into yarn or thread

    Darya was spinning at the droning spinning wheel.

    دار یا با پای خود چرخ ریسندگی را که وزوز میکرد حرکت میداد.

  • ماهیگیری با قرقره ی چرخان

  • نخ ریسی

  • ترجمه های کمتر

    • چرخان
    • چرخنده
    • گردان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spinning " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spinning

Spinning (textiles)

+ اضافه کردن

"Spinning" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Spinning در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "spinning" با ترجمه به فارسی

  • جعبه چرخش
  • (سابقا) ماشین نخ ریسی (با چندین دوک)
  • اسپین آف (رسانه)
  • (با قرقره ی چرخان) ماهی گرفتن · (با چرخش) مرکز گریز کردن 0 · (به سرعت) حرکت کردن · (به سرعت) گشتن · (حشره) تنیدن · (در اتومبیل یا قایق و غیره) گردش · (شدید) افت 8 · (شرح یا داستان و غیره) با طول و تفصیل شرح دادن · (طلا و شیشه و غیره) تاباندن · (فیزیک - ذرات اتمی) اسپین · (ماشین رختشویی) چرخیدن و چلاندن · (مجازی) به هم بافتن · (هواپیما) شیرجه ی چرخشی · (هواپیما) پیچ خوردن و افتادن 1 · (چرخ ماشین مثلا در برف) بوکسوات کردن · آب (پارچه را) گرفتن · آب و تاب دادن · از خود درآوردن · اسپین · اسپینی 9 · اضمحلال · بافتن · به دراز کشاندن · به صورت الیافت درآوردن · به صورت سیم یا مفتول درآوردن · تابیدن · تنزل شدید · تنیدن · حرکت با سرعت زیاد 6 · دور زدن 0 · دوران داشتن · رشتن · ریختن · ریسندگی کردن · ریسیدن · سانتریفوژ کردن · سراییدن · سرگیجه گرفتن · سقوط · سقوط ناگهانی · عمل چرخاندن یا چرخیدن · مشروب خوردن · نخ ریسی کردن · پیچش 4 · چرخ زدن 3 · چرخاندن · چرخش · چرخش و فرود 7 · کش دادن · گردش · گشت زدن · گشت زنی 5 · گیج رفتن 2
  • شرکت اسپین-آف
  • عدد کوانتومی اسپین
  • دستگاه ريسندگى
  • فرفره · گرش · یویو
اضافه کردن

ترجمه های "spinning" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه