ترجمه "spitball" به فارسی
(بیس بال) به گوی تف کردن و آن را پرتاب کردن, کاغذ جویده و قلمبه کرده (برای پرتاب به کسی) بهترین ترجمه های "spitball" به فارسی هستند.
spitball
verb
noun
دستور زبان
(baseball) A pitch of a baseball that has been partly covered with saliva, illegal at most levels. [..]
-
(بیس بال) به گوی تف کردن و آن را پرتاب کردن
-
کاغذ جویده و قلمبه کرده (برای پرتاب به کسی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spitball " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن