ترجمه "splintery" به فارسی

ریزریز, زبر, (مثلا شکستگی استخوان) موجب خرد شدن یا تراشه شدن استخوان بهترین ترجمه های "splintery" به فارسی هستند.

splintery adjective دستور زبان

Having many splinters. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریزریز

  • زبر

  • (مثلا شکستگی استخوان) موجب خرد شدن یا تراشه شدن استخوان

  • ترجمه های کمتر

    • آنچه که به آسانی تراشه یا باریکه می شود
    • باریکه مانند
    • تراشه مانند
    • ریز ریز
    • پر از براده یا تراشه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " splintery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "splintery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه