ترجمه "spoilt" به فارسی

تباه, ترشیده, خراب بهترین ترجمه های "spoilt" به فارسی هستند.

spoilt adjective verb دستور زبان

(UK) Having lost its original value [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تباه

    adjective

    of food: rendered unusable or inedible [..]

    She had been indulged from her birth, but was not absolutely spoilt.

    از ابتدای کودکی به حال خود رها شده و آزاد بود اما مطلقاً تباه نشده بود.

  • ترشیده

    adjective

    of food: rendered unusable or inedible [..]

  • خراب

    adjective

    of food: rendered unusable or inedible [..]

    It's a pity Bates spoilt the arrival this afternoon.

    باعث افسوسه که " بيتس " باعث شد ورود کنت خراب بشه.

  • ترجمه های کمتر

    • پوسده
    • لوس
    • ننر
    • زمان گذشته و اسم مفعول : spoil
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spoilt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spoilt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spoilt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه