ترجمه "spoke" به فارسی

پره, شعاع, پله بهترین ترجمه های "spoke" به فارسی هستند.

spoke verb noun دستور زبان

A piece that fits between the axle and the round outside, or rim, of a wheel. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پره

    Two new spokes and a hub must be made.

    باید دو تا پره چرخ و یه میله رو از نو ساخت.

  • شعاع

    noun
  • پله

    noun

    As he spoke there was a footstep on the staircase, and a young woman hastened up, panting for breath.

    در این موقع صدای پای زن جوانی، که نفس میزد، از پلهها شنیده شد.

  • ترجمه های کمتر

    • جادستی
    • نهال
    • (فرمان کشتی یا اتومبیل) دستگیره
    • (نردبان) پله (rung هم می گویند)
    • (نردبان) پله دار کردن
    • (چرخ دوچرخه و درشکه و غیره) اسپوک
    • اسپوک دار کردن
    • زمان گذشته و (قدیمی) اسم مفعول : speak
    • میله دار کردن
    • میله چرخ
    • پرده دار کردن
    • پره چرخ
    • پله نردبان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spoke " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spoke"

عباراتی شبیه به "spoke" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spoke" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه