ترجمه "spot welding" به فارسی
جوشکاری نقطه ای, خالجوش, خالجوش کردن بهترین ترجمه های "spot welding" به فارسی هستند.
spot welding
verb
noun
دستور زبان
Present participle of spot weld. [..]
-
جوشکاری نقطه ای
capacitor discharge
-
خالجوش
-
خالجوش کردن
-
نقطه جوش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spot welding " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Spot Welding
-
جوش نقطهای
عباراتی شبیه به "spot welding" با ترجمه به فارسی
-
نقطه جوش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن