ترجمه "spotless" به فارسی
پاک, بی خدشه, بی عیب بهترین ترجمه های "spotless" به فارسی هستند.
spotless
adjective
دستور زبان
Exceptionally clean [..]
-
پاک
adjectiveAt long last, the golden plates returned to their original spotless state;
پس از مدت مدیدی سرآنجام بشقآبهای طلا مثل قبل پاک و درخشآنشدند.
-
بی خدشه
-
بی عیب
-
ترجمه های کمتر
- بی لکه
- بی نقص
- بی کاستی
- بی کم و کاست
- پاک، پاکیزه، تر و تمیز، شسته روفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spotless " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spotless" با ترجمه به فارسی
-
درخشش ابدی یک ذهن پاک
-
سار بیپیرایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن