ترجمه "spots" به فارسی
لکهها, لكهبرگيها, لکهها (بیماری گیاهی) بهترین ترجمه های "spots" به فارسی هستند.
spots
verb
noun
Plural form of spot. [..]
-
لکهها
Soon after he starts searching for Cadaver, several pulse and move towards a spot in front of him.
همین که او تعقیب کاداور را شروع میکند، چند تا از لکهها به تپش در میآیند و به طرف نقطهای در برابر جادوگر حرکت میکنند.
-
لكهبرگيها
-
لکهها (بیماری گیاهی)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spots " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spots" با ترجمه به فارسی
-
سمندر کوهستانی لرستان
-
دارخزک خالدار هندی
-
جوش نقطهای
-
مگسگیر خالدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن