ترجمه "sprightly" به فارسی
خوشحال, سرزنده, ملنگ بهترین ترجمه های "sprightly" به فارسی هستند.
sprightly
adjective
adverb
دستور زبان
full of life and vigor, especially with a light and springy step [..]
-
خوشحال
adjective -
سرزنده
adjectiveWell, he was sprightly.
خب ، اون سرزنده و چالاکـه
-
ملنگ
-
ترجمه های کمتر
- پرنشاط
- شنگول
- با سرزندگی
- به طور نشاطانگیز
- زنده دل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sprightly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sprightly" با ترجمه به فارسی
-
زنده دلی · سرزندگی · نشاط
-
زنده دلی · سرزندگی · نشاط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن