ترجمه "sprig" به فارسی

شاخه, جوانک, ترکه بهترین ترجمه های "sprig" به فارسی هستند.

sprig verb noun دستور زبان

A small shoot or twig of a tree or other plant; a spray. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شاخه

    noun

    always a sprig of coriander and a fistful of green chilies for free.

    همیشه شاخه کوچکی گشنیز و یک مشت فلفل سبز مجانی.

  • جوانک

  • ترکه

  • ترجمه های کمتر

    • شاخچه
    • چیله
    • میله
    • ریزشاخه
    • ستاک
    • نوشاخه
    • نوباوه
    • خاشاک
    • نوجوان
    • نسل
    • شاخ
    • فرزند
    • (از گیاه)
    • (با میخ بی سر یا میله)محکم کردن
    • با شاخ و برگ (یا آذین شاخ و برگ مانند) تزیین کردن
    • تخم و ترکه
    • ترکه بریدن
    • تزیین شاخه مانند
    • شاخه کوچک
    • شاخه ی کوچک
    • شاخچه زدن
    • میخ بی سر (و کوچک) میخ سر باریک
    • وصل کردن
    • چیله کندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sprig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sprig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه