ترجمه "spreader" به فارسی

مالنده, پراکنگر, گسترشگر بهترین ترجمه های "spreader" به فارسی هستند.

spreader noun دستور زبان

An object or person who spreads. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مالنده

  • پراکنگر

  • گسترشگر

  • ترجمه های کمتر

    • ماله
    • (شخص یا چیز) گسترنده
    • (وسیله ی چاقو مانند برای مالیدن کره و غیره به نان) کره مال
    • - گستر
    • دستگاه ویژه ی پراکندن یا پاشیدن
    • شایع کننده
    • پخش کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spreader " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spreader" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spreader" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه