ترجمه "springboard" به فارسی
آغازگر, (اکروبات) تخته ی پرش, (مجازی) سرآغاز بهترین ترجمه های "springboard" به فارسی هستند.
springboard
verb
noun
دستور زبان
A diving board consisting of a flexible, springy, cantilevered platform, used for diving into water. [..]
-
آغازگر
-
(اکروبات) تخته ی پرش
-
(مجازی) سرآغاز
-
ترجمه های کمتر
- تخته شیرجه
- رجوع شود به diving board
- واگن سبک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " springboard " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "springboard"
عباراتی شبیه به "springboard" با ترجمه به فارسی
-
غواص شیرجهزن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن