ترجمه "springe" به فارسی
کمند, (نادر), در کمند گرفتار کردن بهترین ترجمه های "springe" به فارسی هستند.
springe
verb
noun
دستور زبان
(obsolete) snare [..]
-
کمند
noun -
(نادر)
-
در کمند گرفتار کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " springe " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "springe" با ترجمه به فارسی
-
او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن را نمی دانیم. · او حتی به کوچکترین چیزهایی در زندگی پی برد که اکثر ما مانند رنگ آسمان و گلهایی که در بهار شکوفا می شوند ، قدر آن ها را نمی دانیم.
-
فنر هوشمندانه، فنر مبتکرانه
-
پارک ملی هات اسپرینگز
-
آبگرم معدنی فردوس
-
بهار عربی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن