ترجمه "sprinting" به فارسی

دو سرعت ترجمه "sprinting" به فارسی است.

sprinting noun verb دستور زبان

Present participle of sprint. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دو سرعت

    running over a short distance in a limited period of time

    you could do an Olympic sprint for 15 minutes without taking a breath.

    شما میتوانید دو سرعت المپیک را به مدت 15 دقیقه یک نفس انجام دهید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sprinting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sprinting" با ترجمه به فارسی

  • (به ویژه در فاصله ی کوتاه) به سرعت دویدن · تاخت · تازش · تازگری · تازیدن · دو با سرعت · دوران فعالیت شدید · مسابقه ی دو سرعت · همداوی تازش (dash هم می گویند)
  • (به ویژه در فاصله ی کوتاه) به سرعت دویدن · تاخت · تازش · تازگری · تازیدن · دو با سرعت · دوران فعالیت شدید · مسابقه ی دو سرعت · همداوی تازش (dash هم می گویند)
  • (به ویژه در فاصله ی کوتاه) به سرعت دویدن · تاخت · تازش · تازگری · تازیدن · دو با سرعت · دوران فعالیت شدید · مسابقه ی دو سرعت · همداوی تازش (dash هم می گویند)
اضافه کردن

ترجمه های "sprinting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه