ترجمه "sprout" به فارسی
جوانه, فرزند, جوانه زدن بهترین ترجمه های "sprout" به فارسی هستند.
sprout
verb
noun
دستور زبان
A new growth on a plant, whether from seed or other parts. [..]
-
جوانه
nounnew growth on a plant
I grew another inch, my moustache began to sprout
دو یا سه سانتیمتر بلندتر شدم و سبیلهایم جوانه زد.
-
فرزند
noun -
جوانه زدن
verbAs long as the roots remain alive, it will sprout again.
تا زمانی که ریشه زنده بماند، درخت قابلیت جوانه زدن دارد.
-
ترجمه های کمتر
- سبز شدن
- شاخه
- روییدن
- ستاک
- بردمیدن
- تندیدن
- نوشاخه
- شکفتن
- رستن
- ترکه
- (به سرعت) رشد کردن
- (مخفف) Brussels sprouts
- رونق گرفتن
- شاخه درآوردن
- غنچه کردن
- پیشرفت کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sprout " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sprout"
عباراتی شبیه به "sprout" با ترجمه به فارسی
-
جوانه ی سویا و یا لوبیای مانگ که در سالاد و خوراک های چینی به کار برده می شود
-
جوانهزنی · رویش · شكفتن جوانه
-
(گیاه شناسی) کلم فندقی (Brassica oleracea به ویژه gemmifera از خانواده ی crucifer) · کلم بروکسل · کلم دکمه ای · کلمهای بروکسل
-
کلم بروکسل · کلم فندقی
-
(گیاه شناسی) بن شاخه · رستاک · ستاک
-
كلم بروكلي سبز · کلم بروکلی
-
جوانهزدن روي سنبله · جوانهزنی پیشبرداشت
-
جوانههای لوبیا · لوبياهاي جوانهاي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن