ترجمه "sprung" به فارسی

تاب برداشته, دارای فنر شکسته یا کشیده یا خراب, زمان گذشته و اسم مفعول : spring بهترین ترجمه های "sprung" به فارسی هستند.

sprung adjective verb دستور زبان

Past participle of spring [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تاب برداشته

  • دارای فنر شکسته یا کشیده یا خراب

  • زمان گذشته و اسم مفعول : spring

  • ترجمه های کمتر

    • فنردار
    • فنری
    • قر
    • کج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sprung " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sprung" با ترجمه به فارسی

  • (در اشعار شاعر انگلیسی Gerard Manley Hopkins) قافیه ی تاب دار
اضافه کردن

ترجمه های "sprung" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه