ترجمه "spud" به فارسی

کج بیل, تراشگر, (عامیانه) سیب زمینی بهترین ترجمه های "spud" به فارسی هستند.

spud verb noun proper دستور زبان

A tool, similar to a spade, used for digging out weeds etc. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کج بیل

    noun
  • تراشگر

  • (عامیانه) سیب زمینی

  • ترجمه های کمتر

    • با بیلچه کندن
    • بیلچه ی علف هرزه چینی
    • سبز شدن
    • سیب زمینی
    • قاشقک حفاری
    • چاقوی کوتاه
    • چاقوی کوتاه (برای کندن پوست درخت و غیره)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spud " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "spud" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spud" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه