ترجمه "spur" به فارسی

مهمیز, برانگیختن, انگیزه بهترین ترجمه های "spur" به فارسی هستند.

spur verb noun دستور زبان

A rigid implement, often roughly y-shaped, that is fixed to one's heel for purpose of prodding a horse. Often worn by, and emblematic of, the cowboy or the knight.W. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مهمیز

    noun

    metal tool used in horsemanship

    Two freshly cleaned pairs with spurs had just been placed by the wall.

    دو جفت چکمه واکس زده با مهمیز نو کنار دیوار گذاشته بودند.

  • برانگیختن

    to correct injustices that had been done and to spur interest in solving forgotten crimes.'

    اصلاح قضاوتهایی که انجام شده بود و برانگیختن علاقه به حل مساله جنیان فراموش شده.

  • انگیزه

    noun

    You will hear people say that poverty is the best spur to the artist.

    این را هم میشنوی که میگویند فقر بهترین انگیزه هنرمندان است.

  • ترجمه های کمتر

    • سک
    • سیخونک
    • تاختن
    • سیخ
    • انگیزاندن
    • شتاباندن
    • شتابیدن
    • شتافتن
    • سیخک
    • محرک
    • سکه
    • (بخش بیرون زده ی کوه)
    • (برای بالا رفتن ازتیر تلفن و درخت و غیره) کفش میخی
    • (معماری) شمع 0
    • (گیاه شناسی) رجوع شود به calcar 1
    • (گیاه شناسی) نوش جای 2
    • با مهمیز زخمی کردن (به ویژه در خروس جنگی) 6
    • تحریک کردن 4
    • خط فرعی
    • رجوع شود به griffe
    • عجله کردن
    • مهمیز دار (یا مهمیزک دار) کردن 5
    • مهمیز زدن 3
    • مهمیزک فلزی (که به پای خروس جنگی می زنند)
    • هر چیز مهمیز مانند (مثلا زائده ی مهمیز مانند پای برخی پرندگان) مهمیزک
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spur " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spur noun دستور زبان

(soccer) someone connected with Tottenham Hotspur FC, as a fan, player, coach etc. [..]

+ اضافه کردن

"Spur" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Spur در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "spur"

عباراتی شبیه به "spur" با ترجمه به فارسی

  • سن آنتونیو اسپرز
  • سیخکها
  • (راه آهن) خط کوتاه (که به خط اصلی راه دارد) · خط فرعی
  • سک · مهمیز
  • خار پاشنه
  • مجهزبه مهمیز یا مهمیزک · مهمیزدار · مهمیزک دار
  • (مکانیک) چرخ دنده ی صاف · چرخ دنده ی ساده (spur wheel و spur gearing هم می گویند)
  • دراج سیخکی
اضافه کردن

ترجمه های "spur" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه