ترجمه "spurring" به فارسی
سک, مهمیز بهترین ترجمه های "spurring" به فارسی هستند.
spurring
verb
noun
Present participle of spur. [..]
-
سک
noun -
مهمیز
nounTwo freshly cleaned pairs with spurs had just been placed by the wall.
دو جفت چکمه واکس زده با مهمیز نو کنار دیوار گذاشته بودند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spurring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "spurring" با ترجمه به فارسی
-
سن آنتونیو اسپرز
-
سیخکها
-
(بخش بیرون زده ی کوه) · (برای بالا رفتن ازتیر تلفن و درخت و غیره) کفش میخی · (معماری) شمع 0 · (گیاه شناسی) رجوع شود به calcar 1 · (گیاه شناسی) نوش جای 2 · انگیزاندن · انگیزه · با مهمیز زخمی کردن (به ویژه در خروس جنگی) 6 · برانگیختن · تاختن · تحریک کردن 4 · خط فرعی · رجوع شود به griffe · سک · سکه · سیخ · سیخونک · سیخک · شتاباندن · شتابیدن · شتافتن · عجله کردن · محرک · مهمیز · مهمیز دار (یا مهمیزک دار) کردن 5 · مهمیز زدن 3 · مهمیزک فلزی (که به پای خروس جنگی می زنند) · هر چیز مهمیز مانند (مثلا زائده ی مهمیز مانند پای برخی پرندگان) مهمیزک
-
(راه آهن) خط کوتاه (که به خط اصلی راه دارد) · خط فرعی
-
خار پاشنه
-
مجهزبه مهمیز یا مهمیزک · مهمیزدار · مهمیزک دار
-
(مکانیک) چرخ دنده ی صاف · چرخ دنده ی ساده (spur wheel و spur gearing هم می گویند)
-
دراج سیخکی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن