ترجمه "spurt" به فارسی

فوران, جهش, اشپوختن بهترین ترجمه های "spurt" به فارسی هستند.

spurt verb noun دستور زبان

(transitive) To cause to gush out suddenly or violently in a stream or jet. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فوران

    noun
  • جهش

    noun
  • اشپوختن

  • ترجمه های کمتر

    • زورآخر
    • نوتوانی
    • پراندن
    • ریزش
    • (فواره وار) بیرون دادن
    • (مانند آب دزدک) پاشیدن
    • (مثلا در اواخر مسابقه ی دویدن) زور آخر را زدن
    • بر کوشش خود افزودن
    • تلاش زودگذر
    • رمق تازه
    • رمق تازه از خود نشان دادن
    • رونق ناگهانی یا زودگذر
    • فواره زدن
    • فوران کردن
    • مهر سیاه
    • کوشش ناگهانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spurt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spurt"

اضافه کردن

ترجمه های "spurt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه