ترجمه "squaw" به فارسی

زن, زوجه, (زننده) زن سرخپوست بهترین ترجمه های "squaw" به فارسی هستند.

squaw noun دستور زبان

A pejorative term for a woman, wife; especially a Native American woman. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زن

    noun

    Ever since the Indian's misfortune he took a vow to never look at another squaw.

    از زمان مرگ مصيبت بار همسرش اون سوگند خورده كه به هيچ زن ديگه اي نگاه نكنه

  • زوجه

  • (زننده) زن سرخپوست

  • (کمی تحقیرآمیز) عیال

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " squaw " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "squaw" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا) سفید پوستی که زن سرخپوست گرفته
اضافه کردن

ترجمه های "squaw" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه