ترجمه "squawk" به فارسی
جیغ, اعتراض, قدقدقدا بهترین ترجمه های "squawk" به فارسی هستند.
squawk
verb
noun
دستور زبان
A shrill noise, especially made by a voice; a yell, scream, or call. [..]
-
جیغ
nounThe speaker of his intercom emitted a terrified squawk and there was a stir behind the double glass.
بلندگوی لباسش جیغ وحشت زده ای کشید وصدای همهمه ازپشت پنجره دوجداره شنیده شد.
-
اعتراض
noun -
قدقدقدا
-
ترجمه های کمتر
- شکایت
- غر
- قدقد
- چخیدن
- (با صدای بلند یا حرارت زیاد) اعتراض کردن
- (مانند طوطی یا مرغ ترسیده) صدای ((غر)) کردن
- بق بق
- جیغ کشیدن
- شکایت کردن
- قات قات کردن
- قدقدقدا کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " squawk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "squawk"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن