ترجمه "squirt" به فارسی
سرنگ, فوران, کوچک بهترین ترجمه های "squirt" به فارسی هستند.
squirt
verb
noun
دستور زبان
An instrument out of which a liquid is ejected in a small stream with force. [..]
-
سرنگ
noun -
فوران
noun -
کوچک
noun
-
ترجمه های کمتر
- پاشیدن
- جهش
- (آبگونه) برون پریدن
- (با آب دزدک و غیره) آب پراندن
- (با آبدزدک یا سرنج) آب پاشی
- (عامیانه) رجوع شود به whippersnapper
- آب دزدک
- آب ریسمان
- آب پران
- آب پرانی
- آب پرانی کردن
- آبگونه ی پرانده شده
- تیرک زدن
- مهر سیاه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " squirt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "squirt" با ترجمه به فارسی
-
تپانچه ی آب دزدکی (که بچه ها با آن آب می پرانند)
-
آبدزدکهای دریایی
-
(گیاه شناسی) خیارخر · خیار دشتی (Ecballium elaterium)
-
رجوع شود به ascidian
اضافه کردن مثال
اضافه کردن