ترجمه "squishy" به فارسی

نرم, اسفنجی, دارای صدای چلپ چلوپ یا شرپ شرپ بهترین ترجمه های "squishy" به فارسی هستند.

squishy adjective دستور زبان

(of an object or substance) Yielding easily to pressure; very soft; especially , soft and wet, as mud. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نرم

    noun

    they're not squishy, wet, oxygen-breathing,

    آنها موجودات نرم و نازک، مرطوب، تنفسگر اکسیژن

  • اسفنجی

    adjective
  • دارای صدای چلپ چلوپ یا شرپ شرپ

  • شکل پذیر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " squishy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "squishy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه