ترجمه "stadium" به فارسی

ورزشگاه, استادیوم, مرحله بهترین ترجمه های "stadium" به فارسی هستند.

stadium noun دستور زبان

(now historical) A Greek measure of length, being the chief one used for itinerary distances, also adopted by the Romans for nautical and astronomical measurements, equal to 600 Greek or 625 Roman feet, or 125 Roman paces, or to 606 feet, 9 inches. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ورزشگاه

    noun

    venue where sporting events are held [..]

    Everything was suffused with a mysterious golden light, which seemed to come from the stadium itself.

    نور خیرهکنندهی اسرارآمیزیهمهجا را در برگرفته بود و ظاهرا منبع آن خود ورزشگاه بود.

  • استادیوم

    venue where sporting events are held

    We'll put thousands of people on the warehouse floor, the stadium floor.

    ما هزاران انسان را کف انبار، کف استادیوم می گذاریم.

  • مرحله

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • (یونان و روم باستان) یکان سنجش درازا برابر با حدود 581 متر
    • زمین دو
    • زمین سر راست (معمولا به درازای 581 متر) ویژه ی مسابقه های دو که در دو طرف آن جایگاه پله مانند تماشاچیان قرار داشت
    • مسیر دو
    • ورزشگاه (معمولا بیضی شکل یا گرد و بدون تاق)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stadium " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stadium"

عباراتی شبیه به "stadium" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stadium" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه