ترجمه "stainless" به فارسی

ضد زنگ, بی لک, بی پیسه بهترین ترجمه های "stainless" به فارسی هستند.

stainless adjective noun دستور زبان

Describing an alloy that is resistant to corrosion and discoloration. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضد زنگ

    adjective noun

    Except theirs were stainless.

    که مال اونا ضد زنگ بود

  • بی لک

  • بی پیسه

  • ترجمه های کمتر

    • زنگ ناپذیر
    • زنگ نزن
    • ظروف پولاد پادزنگ
    • پاد زنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stainless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stainless" با ترجمه به فارسی

  • استیل · ضد زنگ · فولاد ضد زنگ · فولاد ضدرنگ · فولاد ضدزنگ · پولاد زنگ نزن · پولاد پادزنگ
  • فولاد ضدزنگ
  • استیل · ضد زنگ · فولاد ضد زنگ · فولاد ضدرنگ · فولاد ضدزنگ · پولاد زنگ نزن · پولاد پادزنگ
اضافه کردن

ترجمه های "stainless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه