ترجمه "stalemate" به فارسی
پات, اندرواشدن, اندروایی بهترین ترجمه های "stalemate" به فارسی هستند.
stalemate
verb
noun
دستور زبان
(chess) The state in which the player to move is not in check but has no legal moves, resulting in a draw. [..]
-
پات
nounOkay, it's a stalemate.
.باشه ، پات شديم
-
اندرواشدن
-
اندروایی
-
ترجمه های کمتر
- گیر
- (شطرنج) پات
- (مجازی) بن بست
- به بن بست رسیدن
- پات کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stalemate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن