ترجمه "stalker" به فارسی

ساقه ساز, کسیکه میخرامد, منطقه بهترین ترجمه های "stalker" به فارسی هستند.

stalker noun دستور زبان

A person who engages in stalking. Originally meant a tracker and hunter or guide of game. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ساقه ساز

  • کسیکه میخرامد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stalker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stalker
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منطقه

    noun

    منطقه (فیلم ۱۹۷۹)

اضافه کردن

ترجمه های "stalker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه