ترجمه "stallage" به فارسی

پولی که بابت بساط چیدن بدهند, کرایه غرقه یا دکانچه بهترین ترجمه های "stallage" به فارسی هستند.

stallage noun دستور زبان

(obsolete) The dues levied for the erection and use of a stall at a fair or market. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پولی که بابت بساط چیدن بدهند

  • کرایه غرقه یا دکانچه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stallage " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stallage" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه