ترجمه "stalls" به فارسی
آخورها, اصطبل, طویله بهترین ترجمه های "stalls" به فارسی هستند.
stalls
verb
noun
Plural form of stall. [..]
-
آخورها
Those stalls still need to be cleaned out.
اون آخورها هنوز به تمیز کردن احتیاج داره
-
اصطبل
nounHe would, uh, clean the stalls, maintain the grounds.
اون... اصطبل هارو تميز ميکرد ، از زمين نگهداري ميکرد.
-
طویله
nounAnd is the broodmare safely back in the stall?
و مادیان صحیح و سالم به طویله برگشت ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stalls " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stalls" با ترجمه به فارسی
-
(اسب و غیره را) در اتاقک نگهداری کردن · (انگلیس - در تئاتر و غیره) لژ · (بازارهای مکاره و غیره) دکه · (دام)پروار بستن 1 · (در اصطبل های بزرگ) اتاقک اسب (و غیره) · (در کلیسا) نیمکت محصور در نرده · (مهجور) اصطبل · (موتور و غیره) خاموشی · (هواپیما) فروپرش · (پارکینگ ها) هر یک از خانه بندی ها (که در آن یک اتومبیل پارک می شود) · آخور · اتاقک دوش · افت · افت سرعت · افت سرعت پیدا کردن · ایست · به تاخیر انداختن · تاخیر · توقف · خاموش شدن یا کردن · خانه تابستانی · خوابگاه · درگل گیر کردن یا گیر انداختن 2 · دکه · صندلی جلو (یا ردیف اول) · طفره · طفره رفتن (یا زدن) · طویله · غرفه · فروپرش کردن 0 · متوقف شدن یا کردن · واماندگی · پشت گوش انداختن · پشت گوش اندازی · کیوسک
-
آغلهای انفرادی مقید
-
آخور جعبه ای · آخورک · اتاقک انفرادی (برای نگهداری یک اسب یا گاو و غیره)
-
ما گیر افتادیم
-
(برای چاق کردن) خوراک زیاد و آزادی تحرک کم دادن · (دام) پروار بستن
-
پرواری، پرواربندی شده
-
دوش
-
پروار · پرواری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن