ترجمه "stallion" به فارسی

نریان, نريان, فاحشه بهترین ترجمه های "stallion" به فارسی هستند.

stallion noun دستور زبان

An uncastrated male horse [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نریان

    uncastrated male horse

    He deliberately guided the stallion across the ploughed land

    گری گوری بعمدا نریان خود را روی آن گذراند.

  • نريان

    Sarina left the Sea Stallion to protect Jules'life.

    سرينا به خاطر نجات جولز ، ( درياي نريان ) را ترک کرده...

  • فاحشه

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • اسب تخم کشی
    • اسب نر
    • اسب نر (اخته نشده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stallion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stallion"

عباراتی شبیه به "stallion" با ترجمه به فارسی

  • اسبهاي نر · نریانها
اضافه کردن

ترجمه های "stallion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه