ترجمه "starchy" به فارسی

آهاردار, پرنشاسته, (آدم یا رفتار) خشک بهترین ترجمه های "starchy" به فارسی هستند.

starchy adjective دستور زبان

Pertaining to the quality of fabric starch as applied to fabric; stiff, hard; starched. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آهاردار

  • پرنشاسته

  • (آدم یا رفتار) خشک

  • ترجمه های کمتر

    • خمش ناپذیر
    • نشاسته دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " starchy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "starchy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "starchy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه