ترجمه "stardom" به فارسی

هنرپیشگی, برجستگی, اشخاص برجسته بهترین ترجمه های "stardom" به فارسی هستند.

stardom noun دستور زبان

the status or position of a performer acknowledged to be a star [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هنرپیشگی

  • برجستگی

  • اشخاص برجسته

  • ترجمه های کمتر

    • ستارگان سینما
    • مقام یا ارج ستاره ی سینما یا ورزش (و غیره)
    • چهره های درخشان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stardom " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stardom" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه