ترجمه "statesman" به فارسی
سیاستمدار, دولتمرد, زمامدار بهترین ترجمه های "statesman" به فارسی هستند.
statesman
noun
دستور زبان
A man who is a leader in national or international affairs. [..]
-
سیاستمدار
nounB. Franklin was an American statesman and inventor.
ب. فرانکلین یک سیاستمدار و مخترع آمریکایی بود.
-
دولتمرد
he changed the words not as a statesman' which did not sound a propos ,
لذا به ذکر کلمه دولتمرد اکتفا کرد که نا به جا نظر میرسید یک دولتمرد صحبت نمیکنم ، بلکه صرفاً به منزله یک مرد،
-
زمامدار
noun
-
ترجمه های کمتر
- کشوردار
- سیاست مدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " statesman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "statesman" با ترجمه به فارسی
-
دولتمرد سالخورده · دولتمرد مهتر (سیاستمدار پیشین مانند روسای جمهور سابق امریکا که گهگاه مورد مشورت قرار می گیرند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن