ترجمه "statice" به فارسی
شصتعروسان, بهمنی, رجوع شود به sea lavender بهترین ترجمه های "statice" به فارسی هستند.
statice
noun
دستور زبان
Plants of the genus Limonium having spikes of white or mauve flowers [..]
-
شصتعروسان
-
بهمنی
noun -
رجوع شود به sea lavender
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به thrift
- لیمونیوم سینوآتوم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " statice " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "statice" با ترجمه به فارسی
-
اختصاص حافظه ایستا
-
(اسباب سنجش سرعت حرکت مایعات) لوله ی پیتو
-
ایستاشناسی شارهها
-
محتوایی که کم تغییر میکند.
-
ایستا ساختن · ساکن کردن
-
درحال ایستاده یا ساکن
-
طناب ایستا
-
واکافت ایستای برنامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن