ترجمه "stationery" به فارسی
نوشت افزار, نوشتافزار, لوازم التحریر بهترین ترجمه های "stationery" به فارسی هستند.
stationery
noun
adjective
دستور زبان
writing materials, envelopes, office materials [..]
-
نوشت افزار
writing materials
-
نوشتافزار
variety of office supplies including paper
take over on shares the management of a small book and stationery store whose principal contributory features were a toy department and soda fountain.
در نوشتافزار فروشی کوچکی که ضم نا در آن اسباببازی و بستنی هم میفروختند شریک شده بود.
-
لوازم التحریر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stationery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stationery" با ترجمه به فارسی
-
نامه ی پست هوایی · پاکتی که تمبر بر آن چاپ شده · کارت پستال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن