ترجمه "statist" به فارسی
امارگر, امار شناس بهترین ترجمه های "statist" به فارسی هستند.
statist
adjective
noun
دستور زبان
(dated) A statistician. [..]
-
امارگر
-
امار شناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " statist " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "statist" با ترجمه به فارسی
-
نمودارهای آماری
-
امار انتخاباتی
-
آمار توصیفی
-
هنگرد آماری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن