ترجمه "stator" به فارسی

ایستانه, ناچرخان, نگهدار بهترین ترجمه های "stator" به فارسی هستند.

stator noun دستور زبان

The stationary part of a motor or other machine. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستانه

    stationary part of a rotary system

  • ناچرخان

  • نگهدار

  • (در موتور یا دینامو و غیره : بخش متحرک که جلد یا قاب یا پایه ی بخش متحرک یا گردان یا چرخان را تشکیل می دهد) ناگردان (دربرابر: گردان rotor)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stator " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stator"

اضافه کردن

ترجمه های "stator" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه