ترجمه "stays" به فارسی
کرست ترجمه "stays" به فارسی است.
stays
verb
noun
Plural form of stay. [..]
-
کرست
nounWhat! your best stays just after dinner, madame? said Sylvie.
سیلوی با حال تعجب گفت: واقعا خانم بعد از شام میخواهید کرست بزرگتان را ببندید؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stays " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stays" با ترجمه به فارسی
-
عمل جراحی سرپایی
-
برای همیشه از دست کسی عصبانی/خشمگین/ناراحت بودن
-
اقامت کردن
-
ماندن
-
دوام
-
دست نگه دار
-
(از پلاستیک یا استخوان نهنگ و غیره) باریکه ی سفت که در یقه ی پیراهن یا شکم بند می گذارند · (با تنظیم و تعدیل طناب ها) دکل را کج و راست کردن · (با طناب یا سیم) مهار کردن · (جمع - انگلیس) شکم بند · (حقوق) به تعویق انداختن · (خصومت یا کشمکش را) خواباندن · (در مسابقه یا رقابت و غیره) دوش به دوش حرکت کردن · (عامیانه) طاقت · (قدیمی) از کاری دست کشیدن · (قدیمی) در انتظار بودن · (قدیمی) مقابله کردن · (نادر) سرکوب کردن · (پوکر) جا نرفتن · (کشتی) چپ وراست رفتن · (گرسنگی یا تشنگی یا اشتها و غیره را) اقناع کردن · آرام کردن 2 · ادامه دادن · استقامت · اقامت · انتظار کشیدن 4 · ایست · ایستادن · ایستادگی کردن · باز ایستادن · باز ایستاندن · باز داشتن · باقی ماندن · برابری کردن · برطرف کردن · بند · بند زدن · به بعد موکول کردن · تاب آوردن · تاب و توان · تاخیر · تحمل کردن · تسکین دادن · تعلیق 1 · تعویق · توقف · توقیف · توپ حریف را خواندن · جلو کسی ایستادن · جلوگیری کردن · حامی · حمایت کردن · خواباندن · خودداری کردن · در انتظار ماندن · درنگ کردن · دست برداشتن · دوام · دوام آوردن · زیگ زاگ رفتن · سیم مهار · شمع · عقب اندازی · فرونشاندن · فرونشاندن 3 · ماندن · ماندگار شدن · ماندگاری 5 · متوقف شدن یا کردن · محکم کردن · مسیر کشتی را عوض کردن · منتظر شدن · منزل کردن · منع · مهار · مهار کردن · مکث کردن · نگاهداشتن · نگهدار · هاچه · وایستادن · وفا کردن · پادیر · پادیر زدن · پایداری · پشت و پناه · پشت و پناه بودن · پشتاره · پشتبند · پشتبند زدن · پشتیبانی کردن · چشم به راه بودن · کابل یا طناب سنگین (برای نگهداری دکل کشتی و غیره - guy هم می گویند) · کرست · کند کردن 0
-
پل معلق کابلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن