ترجمه "steering" به فارسی

اداره, تربیت, راهنمایی بهترین ترجمه های "steering" به فارسی هستند.

steering verb noun دستور زبان

Present participle of steer. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اداره

    noun
  • تربیت

    noun
  • راهنمایی

    noun

    This baby never steers you wrong, and it was free!

    این جیگره من هیچ وقت آدم رو اشتباه راهنمایی نمیکنه ، تازه مجانی هم هست!

  • هدایت

    noun

    The boats were moved and steered with short handled paddles that had broad leaf shaped blades.

    قایقها با پاروهای دسته کوتاه برگ شکل به حرکت درمی آمدند و هدایت میشدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " steering " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "steering" با ترجمه به فارسی

  • (اتومبیل) فرمان · (کشتی) سکان · رل · رول · فرمان · فرمان اتومبیل
  • (اتومبیل یا کشتی و غیره) راندن · (امریکا - عامیانه) رهنمود · (مجازی) هدایت کردن · بردن · راندن · رانده شدن · رانش · رساندن · رهبری کردن · هدایت · هدایت شدن · هدایت کردن · پند · پیشوایی کردن · کشاندن · گاو اخته · گاو پرواری · گاواخته (شده)
  • رل · رول
  • کنترل های هدایتی
  • ماهیگیری یاد دهند، نه اینکه ماهی دهند
  • خله، بیل هدایت قارب/قایق/کرجی/بلم، پاروی هدایت قارب
  • دستگاه هدایت (اتومبیل و هواپیما و غیره) · رانش افزار
  • (در مجالس مقننه) کمیته ی تعیین دستور جلسه · کمیته رهبری
اضافه کردن

ترجمه های "steering" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه