ترجمه "steer" به فارسی

راندن, بردن, هدایت بهترین ترجمه های "steer" به فارسی هستند.

steer verb noun دستور زبان

The castrated male of cattle, especially one raised for beef production. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • راندن

    verb
  • بردن

    verb
  • هدایت

    The boats were moved and steered with short handled paddles that had broad leaf shaped blades.

    قایقها با پاروهای دسته کوتاه برگ شکل به حرکت درمی آمدند و هدایت میشدند.

  • ترجمه های کمتر

    • رانش
    • رساندن
    • کشاندن
    • پند
    • (اتومبیل یا کشتی و غیره) راندن
    • (امریکا - عامیانه) رهنمود
    • (مجازی) هدایت کردن
    • رانده شدن
    • رهبری کردن
    • هدایت شدن
    • هدایت کردن
    • پیشوایی کردن
    • گاو اخته
    • گاو پرواری
    • گاواخته (شده)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " steer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "steer" با ترجمه به فارسی

  • (اتومبیل) فرمان · (کشتی) سکان · رل · رول · فرمان · فرمان اتومبیل
  • رل · رول
  • اداره · تربیت · راهنمایی · هدایت
  • کنترل های هدایتی
  • ماهیگیری یاد دهند، نه اینکه ماهی دهند
  • خله، بیل هدایت قارب/قایق/کرجی/بلم، پاروی هدایت قارب
  • دستگاه هدایت (اتومبیل و هواپیما و غیره) · رانش افزار
  • (در مجالس مقننه) کمیته ی تعیین دستور جلسه · کمیته رهبری
اضافه کردن

ترجمه های "steer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه