ترجمه "steepness" به فارسی

تندی, سرازیری, سراشیبی بهترین ترجمه های "steepness" به فارسی هستند.

steepness noun دستور زبان

(uncountable) The state or quality of being steep. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندی

    The last slope had been steep and rocky.

    آخرین سر بالایی، شیب تندی داشت و صخرهای بود.

  • سرازیری

    I turned once more to the steep path through the woods

    یک دفعه دیگر بیشتر به سمت سرازیری مسیر درخت زار پیچیدم.

  • سراشیبی

    noun

    Our right flank was posted on a rather steep incline which dominated the French position.

    جناح راست قشون روس در ارتفاعات سراشیبی که کام لا بر مواضع فرانسویان مسلط بود، موضع داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " steepness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "steepness" با ترجمه به فارسی

  • (خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
  • خيسكردن · خیساندن
  • (خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
  • (خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
  • (خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
  • (خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
  • (خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
اضافه کردن

ترجمه های "steepness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه