ترجمه "steeping" به فارسی
خيسكردن, خیساندن بهترین ترجمه های "steeping" به فارسی هستند.
steeping
noun
verb
دستور زبان
Present participle of steep. [..]
-
خيسكردن
-
خیساندن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " steeping " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "steeping" با ترجمه به فارسی
-
(خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
-
تندی · سرازیری · سراشیبی
-
(خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
-
(خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
-
(خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
-
(خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
-
(خود را در چیزی) غرق کردن · (شیب) تند · (مهجور) رفیع · آبروت کردن · اجحاف آمیز · اشباع کردن یا شدن · افراط آمیز · بلند · تند · تنده · خروشان کردن · خیس خوردن · خیساندن · درشت نوشتن · دم کردن · دم کشیدن · زیاد نما · زیاده · سر بالا · سر پایین · سراشیب · شیب دار · غرقه کردن یا شدن · غلو آمیز · فراز · فرو بردن · نشیب · پر شیب · گزاف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن