ترجمه "steps" به فارسی

پلکان, پلگان بهترین ترجمه های "steps" به فارسی هستند.

steps verb noun

Plural form of step. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پلکان

    noun

    He went up the steps, feeling that he was a blighted being.

    موقعیکه از پلکان عمارت بالا میرفت خون در بدن نداشت.

  • پلگان

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " steps " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "steps" با ترجمه به فارسی

  • قدم به قدم · گام به گام
  • ترانسفارمر کاهشی
  • ابتکار · قریحه
  • مرحله تعیینکننده سرعت
  • (ارتش) قدم رو · (انگلیس) نردبان کوتاه · (با پا) فشار دادن · (با: into) به دست آوردن · (جمع) پلکان · (در اطراف دکل کشتی) سکو · (در راه رفتن) گام · (معدن) تاقچه 1 · (پلکان یا نردبان و غیره) پله · اثر پا · ارج · با گام اندازه گرفتن · بدکار کردن · تاقچه دار کردن 9 · تختگاه 2 · جاى پا · جای پا (footprint هم می گویند) · درجه · دندانه دار کردن · راه رفتن · راه پله · رتبه · رده 3 · رسیدن به 0 · رفتن · شان · صدای راه رفتن · صدای پا · طرز گام برداری · عزیمت کردن 7 · فاصله ی طی شده در یک گام · فاصله ی کوتاه · قدم · قدم برداشتن 6 · قدم رو کردن · قدم زدن · مرتبه · مرحله · مرحله ای کردن · مرحله دار کردن · مسافت کم · مقام · منزل 4 · نردبان تاشو 0 · نردبان پله پهن (مثلا برای دسترسی به تاقچه ی بلند) · نزدیکی · پا نهادن · پا گرفتن · پله · پله ای · پله دار · پله دار کردن · پله پله · پله پله کردن · پلکانی 5 · گام · گام برداشتن یا نهادن · گام زدن · گامه · گامه دار کردن 2 · گرفتن 1 · گز کردن 8
اضافه کردن

ترجمه های "steps" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه