ترجمه "sterile" به فارسی
سترون, استریل, عقیم بهترین ترجمه های "sterile" به فارسی هستند.
sterile
adjective
دستور زبان
(no comparative or superlative) unable to reproduce (or procreate). [..]
-
سترون
adjectivegermless [..]
-
استریل
germless
and I'm going to just sterilize it a tiny bit.
وحالا میخوام فقط یه کم اونو استریل کنم.
-
عقیم
There's no such thing as a sterile man anymore.
دیگه چیزی به عنوان مرد عقیم وجود نداره.
-
ترجمه های کمتر
- بایر
- نازا
- بیهوده
- عبث
- مبتذل
- (درخت) بی بار
- (گیاه شناسی) بی پرچم
- بی بار
- بی بازده
- بی بو و خاصیت
- بی تاثیر
- بی روح
- بی سرانجام
- بی فایده
- سترون شده
- ضد عفونی شده
- لم یزرع
- ملال انگیز
- نا بارور
- نا برومند
- گندزدایی شده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sterile " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sterile" با ترجمه به فارسی
-
سترون · سترون سازی · سترونسازي · عقیم سازی · نازاسازی · گند زدایی
-
دیگ زودپز · قابلمه
-
خودنازایی · خودناسازگاري
-
عقیمی بین گونهای
-
اتوكلاوكردن · سترونکردن گرمایی
-
سترونی · عقیمی · نازایی
-
نرعقیمی سیتوپلاسمی · نرنازایی سیتوپلاسمی
-
سترونکردن · سترونکردن تجهيزات · سترونکردن شيميايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن