ترجمه "sternly" به فارسی
تندی, درشتی, عبوسی بهترین ترجمه های "sternly" به فارسی هستند.
sternly
adverb
دستور زبان
In a stern manner. [..]
-
تندی
He cast a cursory glance round the passage, looking sternly at Alyosha and Kolya as he did so.
هنگام عبور نگاه تندی به آلیوشا و کول یا افکند.
-
درشتی
-
عبوسی
-
با سخت گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sternly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن