ترجمه "sternness" به فارسی

تندی, عبوسی, درشتی بهترین ترجمه های "sternness" به فارسی هستند.

sternness noun دستور زبان

(uncountable) The state or quality of being stern. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تندی

  • عبوسی

    so stern a neighbour was too restrictive to him

    حضور چنان همسایه عبوسی او را به شدت محدود میکرد.

  • درشتی

  • ترجمه های کمتر

    • سختی
    • سخت گیری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sternness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sternness" با ترجمه به فارسی

  • لارنس استرن (نویسنده ی انگلیسی - زاده ی ایرلند)
  • اتو اشترن
  • رابرت سترن
  • (قیافه) در هم · اخمو · اساس · بد اخم · بد خلق · بد عنق · بی خمش · بی گذشت · ترشرو · تند و تلخ · خشن · خشونت آمیز · خمش ناپذیر · دنباله · سخت · سخت گير · سختگیر · سختگیرانه · عبوس · عقب · عقب کشتی (یا قایق) · غیرقابل انعطاف · قسمت نهایی · مستبد · پاشنه · پشت
  • (کشتی جنگی) توپ پاشنه · آتشبار عقب کشتی
  • کشتی بخاری دارای چرخ پره دار در پاشنه · کشتی رودخانه ای
  • (در قایق های بی تاق) فضای پاشنه
  • (قیافه) در هم · اخمو · اساس · بد اخم · بد خلق · بد عنق · بی خمش · بی گذشت · ترشرو · تند و تلخ · خشن · خشونت آمیز · خمش ناپذیر · دنباله · سخت · سخت گير · سختگیر · سختگیرانه · عبوس · عقب · عقب کشتی (یا قایق) · غیرقابل انعطاف · قسمت نهایی · مستبد · پاشنه · پشت
اضافه کردن

ترجمه های "sternness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه