ترجمه "stewed" به فارسی

(خودمانی) مست, آب پز شده, آرام پخته بهترین ترجمه های "stewed" به فارسی هستند.

stewed adjective verb دستور زبان

Having been cooked by slowly boiling or simmering. See stew. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (خودمانی) مست

  • آب پز شده

    It's a traditional stew.

    يه غذاي آب پز شده سنتيه.

  • آرام پخته

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stewed " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stewed" با ترجمه به فارسی

  • (خوراک پزی) سوپ صدف خوراکی
  • خورش ایرانی
  • تاس کباب ایرلندی (گوشت گوسفند و پیاز و سیب زمینی و سبزی)
  • (از شدت اضطراب و غیره) به خود پیچیدن · (از گرما) کلافه شدن · (قدیمی - معمولا جمع) فاحشه خانه · آب پز شدن · آب پز کردن · آرام پختن · آزردگی · آهسته جوشاندن · آهسته جوشیدن · بی تابی · تاس کباب · جوش زدن · جوش زنی · خورش · خورشت · خیس عرق شدن · دلواپسی · ناراحتی · نگرانی · کلافه شدگی · گرمی
  • (در اصل مربوط به ایالت های جنوبی امریکا) تاس کباب گوشت خرگوش یا سمور (و گاهی گوشت مرغ) با لوبیا و پیاز و بامیه وگوجه فرنگی و غیره
  • آبپزكردن · آشپزی · جوش · كبابپزي · نيمجوشكردن
  • (آبگوشتی که از بخش پس مانده ی خوراک های قبلی درست شده است) آبگوشت چهل تکه · آبگوشت مسکینان
  • (از شدت اضطراب و غیره) به خود پیچیدن · (از گرما) کلافه شدن · (قدیمی - معمولا جمع) فاحشه خانه · آب پز شدن · آب پز کردن · آرام پختن · آزردگی · آهسته جوشاندن · آهسته جوشیدن · بی تابی · تاس کباب · جوش زدن · جوش زنی · خورش · خورشت · خیس عرق شدن · دلواپسی · ناراحتی · نگرانی · کلافه شدگی · گرمی
اضافه کردن

ترجمه های "stewed" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه